تبليغاتX
hojjat

آزمون جی آر ای یا همان GRE مخفف عبارت Graduate Records Examination می باشد. همان طور که از نام این آزمون مشخص می باشد، هدف آن سنجش توانایی ها و معلومات فارغ التحصیلان می باشد. این آزمون معمولا برای ورود به مقاطع تحصیلی بالاتر از کارشناسی مورد نیاز می باشد. دانشگاه های آمریکایی و کانادایی معمولا داشتن نمره بالا در این آزمون را یکی از شرایط ادامه تحصیل قرار می دهند زیرا آنها معتقدند که دانشجویان علاوه بر یاد گرفتن مطالب علمی و تخصصی بایستی در زمینه سیاسی، قدرت استنتاج و درک متون عمومی دشوار را کسب کرده باشند.

این آزمون در دو سطح General و Subject برگزار می شود که دارای 3 قسمت درک زبانی (verbal)، کمی (quantative)و قسمت تحلیلی (analytic) می باشد. در قسمت زبانی معمولا متضاد و مترادف کلمات دشوار پرسیده می شود و در واقع فقط بستگی به میزان لغات دانشجو توجه می کند. لغات پرسیده شده واقعا دشوار هستند و برای اکثر دانشجویان نا آشنا. در قسمت کمی سوالات ریاضی نسبتا ساده ای پرسیده می شود تا توانایی های ابتدایی فرد مورد سنجش قرار گیرد. قسمت تحلیلی هم در مورد تحلیل یک موضوع بحث بر انگیز می باشد و به صورت نوشتاری می باشد. یعنی از فرد خواسته می شود تا در مورد موضوع مشخصی متنی نوشته شود و تحلیلهای شخصی بیان گردد.

این آزمون فعلا در 3 مرکز سازمان سنجش، دانشگاه صنعتی اصفهان و ارومیه برگزار می گردد. لازم به ذکر است که این آزمون در ایران فعلا فقط به صورت pBT برگزار می گردد و بر اساس قانون ets در هر کشوری که آزمون iBT برگزار می گردد دیگر آزمون به صورت pBT برگزار نمی گردد. در ضمن آزمون Subject فقط به صورت pBT برگزار می گردد درحالیکه آزمون General هم به صورت pBT  و هم به صورت iBT برگزار می گردد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در دوشنبه بیستم تیر 1390 و ساعت 14:40 |
سلام دوستان ايميلي با همين عنوان دريافت نمودم كه بر خود جايز دانستم آن را در وبلاگم قرار دهم. خودتان بخوانيد و تصميم بگيريد:



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 و ساعت 21:22 |

گاهی به نگاهت نگاه کن !!!! ...

 انیشتین می‌گفت : « آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند. »

استفان كاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است كه می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه كنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های كوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد كنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض كنید .»

او حرفهایش را با یك مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌كند : « صبح یك روز تعطیل در نیویورك سوار اتوبوس شدم. تقریباً یك سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سكوتی دلپذیر برقرار بود تا اینكه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر كرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌كردند. یكی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌كرد و یكی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌كشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها كه دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افكار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازكردم كه: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد كه انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، كمی خودش را روی صندلی جابجا كرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم كه همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم كه خودم باید چه كار كنم و ... و بغضش تركید و اشكش سرازیر شد.»

استفان كاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اكنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد كه نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می‌دهد كه:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم : واقعاً مرا ببخشید . نمی‌دانستم. آیا كمكی از دست من ساخته است؟ و....

اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم كه این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم كه هر كمكی از دستم ساخته است انجام بدهم .»
حقیقت این است كه به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود.
كلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است كه به شیشه‌های عینكی كه به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد كه رنگ آنها را عوض كنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر كنیم.
آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلكه تعبیر و تفسیر ما از آن است.

+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در شنبه هفدهم مهر 1389 و ساعت 11:45 |
120 قانون در رابطه با چگونگی دستیابی به موفقیت ، در زندگی که توسط آقای برایان تریسی مطرح شده اند .
امیدوارم با مطالعه ی دقیق مطالب، افقی تازه ، دیدی وسیع تر ، و آینده ای روشن تر را در چشم انداز زندگی خود مشاهده کنید .
با آرزوی موفقیت هر چه بیشتر و داشتن زندگی هر چه بهتر برای تمامی مشتاقان به خوب زیستن .

مختصری درباره ی آقای برایان تریسی

- آقای تریسی در طی سی سال به هشتاد کشور دنیا سفر کرده است تا دلایل حقیقی این پرسش را بیابد که چرا وقایع به صورتی که هستند اتفاق می افتند ؟.
او پاسخ ها را به صورت قوانینی خلاصه کرد ، که سال های زیادی است در دنیا افراد مختلف با بکار گرفتن این اصول و قوانین به موفقیت و خوشبختی ، در زندگی خود رسیده اند . برایان تریسی با همسرش باربارا و چهار فرزندشان در سانتیاگو واقع در ایالت کالیفرنیا زندگی می کند . وی همچنان مشغول نوشتن و آموزش این اصول پایدار به جهانیان است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 14:35 |
امروزه با کلمه پارتی و پارتی بازی خیلی زیاد سروکار داریم. در این پست می خواهم نظرات دوستان را راجع به داشتن یا نداشتن پارتی، جمع آوری نمایم.

لطفاً به پرسش های زیر پاسخ دهید.

۱- آیا در زندگی نیاز به پارتی داریم؟

۲- آیا داشتن پارتی یک امتیاز است؟

۳- آیا آن کسانی که تلاشی نموده اند و به جایی از نظر سیاسی، اجتماعی، اداری، اقتصادی و ... رسیده باشد یا به خاطر استعدادهای بالقوه ای که شکوفایشان نموده است، حق دارند فرد یا افرادی از فامیل، آشنایان یا دوستان را جهت بهره بردن از این موقعیت در هرکجا که اعمال نفوذ داشتند سوق داد؟

۴- آیا کسی که از سهمیه پارتی استفاده می کند در حق کسی ظلم نموده است؟

+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 و ساعت 14:36 |
 عادت آدم هاي موفق
 

کرايگ هايپر؛ نويسنده، محقق، مقاله نويس، مجري راديو و تلويزيون و يک سخنران حرفه اي است. در 25 سال گذشته، او با کارهايش به عنوان يک کارشناس حرفه اي موفقيت در حوزه هاي شخصي و اجتماعي معرفي شده. هاپير يک سايت هم درباره سخنراني موثر دارد که در آن نوشته:

«من خواسته ام بخش هاي مهم کتاب هاي کمکي که تا به حال خوانده ام و تجربه هايي که در زندگي ام داشته ام را به صورت 40 نکته کليدي فشرده کنم و در اختيار ديگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هايي که در سطح جهاني فروخته مي شوند و درباره خودياري هستند ممکن است براي بعضي ها قابل استفاده باشند ولي من مايلم چيزي بنويسم که براي همه مفيد واقع شود.آ» حالا اين شما و اين هم 40 توصيه کرايگ هايپر. بخوانيد و قضاوت کنيد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 16:59 |
نام‌گذاري مهندسي ارزش Value Engineering توسط نيروي دريايي آمريكا
نيروي دريايي بمنظور تاكيد بر پياده سازي اين روش در طراحي ومهندسي واحدهاي كشتي سازي آن روش را مهندسي ارزش Value Engineering نام گذاري كرد. در سال 1954 برنامه مهندسي ارزش به صورت رسمي در نيروي دريايي آغاز شد .

گرچه در طي سالهاي اوليه، روش تحليل ارزش صرفا در كارخانة جنرال الكتريك استفاده مي‌‌شد، ولي طبيعي است كه اخبار موفقيت‌هاي آن روش در ساير موسسات و مراكزي كه با شركت جنرال الكتريك در تعامل بودند منتشر مي‌شد. طي بازديد يكي از افسران بلند پايه نيروي دريايي آمريكا از شركت جنرال الكتريك و علاقمندي ايشان به نتايج حاصل از اين روش پيشنهاد استفاده از اين روش در نيروي دريايي آمريكا براي كاهش هزينه‌هاي دفاعي مطرح شد. از اينرو كارشناسان نيروي دريايي آمريكا در كارگاه‌هاي مهندسي ارزش شركت جنرال الكتريك شركت نموده و با روش مزبور آشنا شدند. درپي استقبال كارشناسان از روش مزبور نيروي دريايي به فكر تشكيل بخشي براي متمركز كردن فعاليت‌هاي مزبور افتاد و از آقاي مايلز درخواست نمود كه براي پياده سازي اين روش با نيروي دريايي آمريكا همكاري نمايد. نيروي دريايي ارتش آمريكا به دليل نوع استفاده خويش از روش مزبور علاقمند كردن مهندسين و طراحان و تاكيد بر به‌كارگيري اين روش در  بخش مهندسي و طراحي، هنگام طراحي محصول، اين رويكرد را مهندسي ارزش Value Engineering نام‌گذاري كرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در شنبه پانزدهم اسفند 1388 و ساعت 16:17 |
مدتی بود که چیزی ننوشته بودم و علت آن هم گرفتاریهای درسی در این ترمی بود که گذشت. حسابی گرفتار پایان نامه ام بودم. تا اینکه بالاخره در تاریخ ۱۴/۱۱/۸۸ پس از یک دفاع جانانه موفق به اخذ نمره قبولی پایان نامه شدم و میشه گفت ما هم به جمع فوق لیسانسها پیوستیم. حالا کمی از افکار و دلهره هایم کاسته شده و با خیال راحت به ادامه کارهای روزمره زندگی و مطالعات میدانی و علمی رشته خود خواهم پرداخت. در آینده مطالب جالبی برای دوستان در پستها قرار خواهم داد.

+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 16:33 |

یک زمانی در دوره یک مدیر مثه ... کار میکردیم و نقها و بداخلاقی هایش را تحمل میکردیم. گاهی وقتها تا صبح بر سر پروژه­ای بودیم تا طبق دستور مدیر حتماً تا صبح تمام شده باشد. با تمام  استرس هایی که برایمان وجود داشت احساس میکنم حسابی در کارمان پخته و با تجربه شدیم. به هر حال شتر تغییر مدیریت دم خانه مدیر نشست. مدیر جدید آمد، ظاهراً مهربان، روشنفکر، فرنگ رفته و البته جوان. در زمان آمدنش کمی کارها سبکتر شده و او فکر میکند در ایام گذشته ما نیز پر یا پوچ بازی میکردیم. بالادستی هایش هم اینچنین فکر میکنند. گاهی وقتها نیز فکر میکنند در حساب و کتابهای میلیاردی صورت وضعیتها، سبیلی چرب کرده ایم و مانند حرفهایی که به مدیران بخت برگشته زده میشود ما نیز زیر ذره بین هستیم. حال برای اثبات حقانیت و اعمال کارشناسیمان باید تمام روزهای گذشته را توضیح دهیم . اما می بینم که نه حوصله ای است و نه دلخوشی و نه انگیزه ای. فقط مانده ایم تا مدتی بگذرد کردارمان را بسنجند به همان اطمینان کنند، آن وقت با سربلندی رهایشان کنیم و کار را به دیگری بسپاریم. انگار این داستانها در سطوح کلانتر نیز این چنین است. فقط این را بگویم در تمام این سوء ظن ها و کم لطفی ها و خط بطللان بر گذشته کشیدنها ، زیانهای مالی برای سیستم و خدمت رسانی کمتر بر افراد منتج خواهد شد. اینها را در حجم - نه سطح- کلانی در تمام کشور بصورت هرمی ضرب کنید ببینید که علت عدم پیشرفتها در چیست؟ کشوری ثروتمند با مردمانی نسبتاً فقیر چگونه تشکیل میشود؟ تورم و گرانی و ... بقیه سوالات منفی را خودتان میفهمید چون که زنده اید و در جامعه امروزی زندگی میکنید.

+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در پنجشنبه پنجم آذر 1388 و ساعت 17:58 |
 آپلود عکس

ضایعه جانگداز پسر خاله عزیزم مهندس میثم دشتی (تصویر سمت چپ) را به تمامی آشنایان و دوستداران وی ، از جمله به خاله عزیزم، پسر خاله ها حسن و احسان و پدر ایشان جابر دشتی تسلیت عرض می نمایم.

همچنین فوت حامد دشتی  را نیز به خانواده ایشان تسلیت عرض مینمایم.

یادشان گرامی باد.

+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 9:54 |